خاطرات صبا

می نویسم تا فراموش نکنم خودم را!

خاطرات صبا

می نویسم تا فراموش نکنم خودم را!

خاطرات صبا

در این جهان پهناور خیییلی کوچکم ,اما هستم


وارد مرحله جدیدی از زندگیم شده ام به نام جوانی ,

مینویسم تا بتوانم بهتر زندگی کنم و آرزوهایم را عملی سازم ,

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پربیننده ترین مطالب

چه رها ,چه بسته مرغی. .

شنبه, ۱۵ دی ۱۳۹۷، ۱۲:۳۲ ب.ظ
پیش از آنکه در اشک شوم غرقه....

پ ن:یادم میمونه بخاطر بی عقلی دو زن دیگه ,من باید عذاب بکشم.
پ ن:تنها لطفم در حق خودم ,حفظ کردن آرامشه به ظاهر 
پ ن۱:از دیشب مقاوت کردم در مقابل گریه کردن ,تو دانشگاه ,سر جلسه امتحان ,روبروی کافیشاپ گریه نکردم اما حالا ,اینجا توی اتاقم دیگه نمیتونم.
پ ن۲:ریمل مژه های پایینیمو نزدم که اشکام راحت بریزن شاید اندکی از غمم کاسته بشه.
پ ن۳:تمام دیشب کابوس دیدم.
پ ن ۴:دلم حتی نمیخواد دعا کنم ,دلم نمیخواد هیچ حرفی بشنومم ,لبخند زدم گفتم برام مهم نیست .
پ ن ۵:زمان همه چیو حل میکنه ,مطمئنم 
پ ن۶ :خدا هست.
  • صبا صبوحی